خرید بک لینک
شب مانده است و من، ما مانده ایم و ماهتنها بدون تو، بی تاب و بی پناهشب پرسه های من آغاز می شودآرام و سر به زیر، آرام و سر به راهدر کوچه ی شما، هی پرسه می زنماز ابتدای شب، تا دیدن پگاهدر خاطراتمان غرق تو می شو&

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 1:59

آه اگر دوران شیرین وفا خواهد گذشتروزهای همنشینی های ما خواهد گذشتبعد من تنها نخواهی ماند، اما بعد توبر من تنها نمی دانی چه ها خواهد گذشت...عاشقان تازه ات اهل کدام آبادی اند؟عطر گیسوی تو این بار از کجا خ

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

در تمام طول این سفر اگرطول و عرض صفر راطی نکرده امدر عبور از این مسیر دوراز الف اگر گذشته اماز اگر اگر به یا رسیده اماز کجا به ناکجا...یا اگر به وهم بودنماحتمال داده امباز هم دویده امآنچنان که زندگی مرادž

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

دیگر هوای خانه بدون تو سرد نیستآنقدر درد هست که انگار درد نیستاین زن همان زنی که به کرات نیمه شبدر انتظار دیدن من گریه کرد نیستامشب که راه می روی و دور می شویمردی که روی خاک نیفتاده مرد نیستمن در مقا

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

اصلاً مهم نیستتو چند ساله باشیمن همسن و سال تو هستممهم نیستخانه ات کجا باشدبرای یافتنت کافی استچشم هایم را ببندمخلاصه بگویمحالاهر قفلی که می خواهدبه درگاه خانه ات باشدعشق پیچکی استکه دیوار نمی شن&

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کردجای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروبآسمانی ابر با بغضی سترون گریه کردبا هزاران آرزو یک مرد، مردی پر غرورمثل یک آلاله در فصل شکفتن 

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

از هر لیوانی که آب نوشیدمطعم لبان تو وپاییزی که تو در آن به جا ماندی به یادم بودفراموشی پس از فراموشیاماچرا طعم لبان تو و پاییزی که تو در آنگم شدی در خانه مانده بود؟ما سرانجام توانستیمپاییز را از تقوی&#

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

چقدر ساده به هم ریختی روان مرابریده غصّه ی دل کندنت امان مراقبول کن که مخاطب پسند خواهد شدبه هر زبان بنویسند داستان مراگذشتی از من و شب های خالی از غزلمگرفته حسرت دستان تو جهان مراسریع پیر شدم آنچنان &#

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

چه خوشبخت هستید شمااما خود نمیدانیدشما که از اندوهناکترین روزهاتنها عصرهای جمعه را به خاطر داریدحسن آذری

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستادداشت باران در مسیر ناودان می ایستادبا لبی که کاربرد اصلی اش بوسیدن استچای می نوشيد و قلب استکان می ایستاددر وفاداری اگر با خلق می سنجیدمشروی سکوی نخست این جهان می 

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

لااقل برف نمی آید که توعبور کنیاز میان کوچهبارانی نمی بارد که خیس شوندموهایتهمه چیز سطحی می بارد این ماه هاجز اشک های منکه عجیب نیاز به چند ناودانی دارندحیف که نمی شودوگرنه اتاقت را تا اتاقمکول می ک

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی